<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مهندسی گاز ایران</title>
    <link>http://ijge.irangi.org/</link>
    <description>مهندسی گاز ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تجاری‌سازی فناوری و ارتقای سطح کیفی تجهیزات راهبردی؛ از بلوغ علمی تا خلق ارزش صنعتی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738769.html</link>
      <description>تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که چالش اصلی نظام‌های نوآوری نه در تولید دانش، بلکه در ایجاد پیوندی پایدار میان دانش، فناوری، صنعت و بازار است. بسیاری از دستاوردهای پژوهشی، با وجود برخورداری از پشتوانه علمی، به دلیل فقدان سازوکارهای منسجم برای ارزیابی، اعتبارسنجی، احراز صلاحیت و پذیرش صنعتی، هرگز به مرحله خلق ارزش اقتصادی و اثرگذاری در زنجیره تأمین نمی‌رسند. از این منظر، تجاری‌سازی فناوری صرفاً پایان یک پروژه پژوهشی نیست، بلکه یکی از ارکان حکمرانی نوآوری و حلقه اتصال سیاست‌گذاری، پژوهش، صنعت و بازار به شمار می‌آید؛ حلقه‌ای که بدون آن، توسعه فناوری نمی‌تواند به خوداتکایی در تولید داخل، ارتقای سطح کیفی تجهیزات راهبردی، افزایش امنیت انرژی، بهبود بهره‌وری و شکل‌گیری مزیت رقابتی پایدار منجر شود.در همین چارچوب، الگوهایی نظیر مدل(TQCP)[1] نشان می‌دهند که موفقیت در تجاری‌سازی، حاصل یک تصمیم منفرد یا یک اقدام مقطعی نیست، بلکه نتیجه استقرار زنجیره‌ای منسجم از فرآیندهای فنی، مدیریتی و اقتصادی است. این زنجیره از شناسایی راهبردی نیازهای صنعت و تحلیل جایگاه تجهیزات در زنجیره تأمین آغاز می‌شود؛ جایی که تحلیل و نقشه‌برداری سازندگان اصلی تجهیزات[2]، ارزیابی اهمیت راهبردی تجهیزات و تمرکز بر اقلام دارای بیشترین اثر بر تاب‌آوری صنعت، مسیر سرمایه‌گذاری فناورانه را هدفمند می‌کند.در ادامه، مطالعات امکان‌سنجی، ارزیابی سطح آمادگی فناوری(TRL)[3]، سطح آمادگی ساخت(MRL)[4]، ظرفیت ساخت داخل و تحلیل اقتصادی چرخه عمر، تصویری واقع‌بینانه از امکان توسعه صنعتی و تجاری فناوری ارائه می‌دهد. هم‌زمان، احراز صلاحیت فناورانه سازندگان، تدوین بسته جامع دانش فنی(TDP)[5]، انجام آزمون‌های پذیرش کارخانه و میدانی ([6]FAT و SAT[7])، استقرار نظام‌های تضمین کیفیت و تکمیل مستندات بهره‌برداری و نگهداشت(O&amp;amp;amp;M)[8]، موجب می‌شود فناوری از مرحله ایده و نمونه اولیه عبور کرده و با اطمینان بیشتری برای بهره‌برداری و قابلیت حضور در محیط عملیاتی صنعت آماده می‌شود. ثبت محصول در سامانه کدینگ کالا و فهرست تأمین‌کنندگان مورد تأیید(AVL)[9] نیز نقطه‌ای است که در آن، دانش فنی به دارایی صنعتی و ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود و فناوری به عضوی پایدار از زنجیره تأمین صنعت گاز بدل می‌گردد.امروزه در بسیاری از صنایع پیشرفته، تجاری‌سازی فناوری صرفاً به انتقال یک دستاورد پژوهشی برای ورود به بازار محدود نمی‌شود، بلکه فرآیندی نظام‌مند برای کاهش ریسک فناوری[10]، کاهش عدم‌قطعیت سرمایه‌گذاری و افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات محسوب می‌شود. تجربه صنایع نفت، گاز و نیروگاهی نشان داده است که استفاده از چارچوب‌های استاندارد ارزیابی آمادگی فناوری و ساخت، همراه با مدیریت دانش، تحلیل چرخه عمر تجهیزات[11] و مدیریت ریسک، موجب کاهش هزینه‌های نگهداشت، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات[12] و تسریع ورود فناوری‌های نوآورانه به زنجیره تأمین می‌شود.از سوی دیگر، تحول دیجیتال و توسعه فناوری‌های مبتنی بر داده، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا صنعتی[13] و دوقلوی دیجیتال[14]، افق جدیدی را پیش روی تجاری‌سازی تجهیزات راهبردی گشوده است. یکپارچه‌سازی این فناوری‌ها با فرآیندهای ارزیابی، آزمون و احراز صلاحیت، امکان پایش مستمر عملکرد تجهیزات، پیش‌بینی خرابی‌ها، بهینه‌سازی تعمیرات و نگهداشت و ارتقای بهره‌وری عملیاتی را فراهم می‌کند. از این منظر، توسعه زیست‌بوم نوآوری در صنعت گاز باید علاوه بر حمایت از ساخت داخل، بر انتقال دانش دیجیتال، توسعه زیرساخت‌های داده‌محور و استانداردسازی فناوری‌های نوین نیز تمرکز داشته باشد تا مزیت رقابتی پایدار در سطح ملی و بین‌المللی ایجاد شود.در این میان، معاونت تجاری‌سازی مدیریت پژوهش و فناوری شرکت ملی گاز ایران می‌تواند با استقرار فرآیندهای نظام‌مند ارزیابی، اعتبارسنجی، احراز صلاحیت و هدایت فناوری، نقشی محوری در کاهش فاصله میان پژوهش، صنعت و بازار ایفا کند. این معاونت با هدایت هدفمند فرآیندهای توسعه فناوری، حمایت از سازندگان داخلی و تسهیل ورود محصولات فناورانه به زنجیره تأمین صنعت گاز، بستر لازم برای توسعه محصولات راهبردی ساخت داخل، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری فناورانه و افزایش اثربخشی تجاری‌سازی را فراهم می‌سازد.با این حال، تجارب جهانی و شواهد موجود در صنعت گاز ایران نشان می‌دهد که اثربخشی چنین فرآیندی، بیش از آنکه به اجرای مجموعه‌ای از مراحل اجرایی وابسته باشد، به کیفیت تعامل میان بازیگران زیست‌بوم نوآوری بستگی دارد. حکمرانی مؤثر فناوری زمانی تحقق می‌یابد که شرکت ملی گاز ایران، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های دانش‌بنیان، سازندگان داخلی و نهادهای تخصصی، در چارچوبی منسجم و مبتنی بر اعتماد متقابل، در تولید دانش، توسعه فناوری، اعتبارسنجی، استانداردسازی و انتقال تجربه مشارکت داشته باشند.در این میان، انجمن مهندسی گاز ایران به‌عنوان یک مرجع علمی و حرفه‌ای، می‌تواند نقشی فراتر از یک نهاد صنفی ایفا کند. این انجمن با ایجاد فضای گفت‌وگوی تخصصی میان صنعت، دانشگاه و جامعه مهندسی، ترویج تجربیات موفق، نقد و ارزیابی علمی فناوری‌های نوظهور، توسعه ادبیات تخصصی، تدوین پیشنهادهای کارشناسی و تقویت ارتباط میان سیاست‌گذاران و جامعه علمی، یکی از ارکان تحقق حکمرانی نوآوری در صنعت گاز به شمار می‌آید. مشارکت فعال این انجمن در کنار دانشگاه‌ها و مراکز علمی، نه‌تنها به ارتقای کیفیت تصمیم‌سازی‌ فناورانه کمک می‌کند، بلکه زمینه شکل‌گیری اجماع تخصصی، کاهش ریسک توسعه فناوری و تسریع فرآیند تجاری‌سازی را نیز فراهم می‌سازد.از این منظر، آینده صنعت گاز ایران بیش از هر زمان دیگری به کیفیت حکمرانی فناوری وابسته است؛ حکمرانی‌ای که در آن، پژوهش به نوآوری، نوآوری به فناوری، فناوری به محصول، محصول به بازار و بازار به ارزش‌آفرینی ملی پیوند می‌خورد. استمرار این مسیر، علاوه بر تقویت خوداتکایی فناورانه و افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین، زمینه ارتقای بهره‌وری انرژی، توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی، کاهش وابستگی به فناوری‌های خارجی و تحقق اهداف توسعه پایدار کشور را فراهم خواهد ساخت.&#13;
&#13;
[1]. Technology Qualification, Commercialization and Productization (TQCP)[2]. OEM Mapping[3]. Technology Readiness Level (TRL) [4]. Manufacturing Readiness Level (MRL) [5]. Technical Data Package (TDP)[6]. Factory Acceptance Test (FAT)[7]. Site Acceptance Test (SAT)[8]. Operation and Maintenance (O&amp;amp;amp;M)[9]. Approved Vendor List (AVL)[10]. Technology Risk[11]. Life Cycle Assessment[12]. Reliability[13]. Industrial Internet of Things (IIoT) [14]. Digital Twin</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی انرژی در صنایع انرژی‌بر با رویکرد اقتصاد مهندسی: مطالعه موردی بهره‌وری در شرکت‌های بین‌المللی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738763.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد اقتصاد مهندسی، راهکارهای صرفه‌جویی انرژی در صنایع انرژی‌بر را بررسی می‌کند و چالش‌های ناترازی گاز را در شرکت‌های بین‌المللی با چشم‌انداز توسعه نتایج برای حوزه انرژی ایران تحلیل می‌نماید. مطالعه موردی چهار شرکت پیشرو (سیمپلوت، جنرال موتورز، جنرال میلز و اینتل) همراه با بررسی تطبیقی در صنعت فولاد ایران، نشان داد که ترکیبی از همکاری چندجانبه (دولت، بخش خصوصی و نهادهای انرژی)، سرمایه‌گذاری هدفمند در فناوری‌های بهینه‌ساز، توسعه نیروی انسانی متخصص و مدل‌های عددی بهینه‌سازی (مانند برنامه‌ریزی خطی و الگوریتم‌های فراابتکاری)، نقش کلیدی در کاهش شدت مصرف انرژی تا ۳۰ درصد و هزینه‌های عملیاتی ایفا می‌کند. به‌عنوان مثال، سیمپلوت با به‌کارگیری طراحی آزمایشی (DOE) و مشارکت در برنامه ENERGY STAR، کاهش ۱۸ درصدی شدت مصرف انرژی در فرآیندهای غذایی را محقق کرد، در حالی که جنرال موتورز با بهینه‌سازی خطوط تولید، ۱۱ درصد کاهش هزینه‌های عملیاتی را ثبت نمود. چالش اصلی در ناترازی گاز، تطبیق راهکارهای بهره‌وری انرژی با فناوری‌های نوین (مانند خودروهای الکتریکی و هیدروژن سبز) و ادغام مدل‌های محاسباتی در فرآیندهای محلی مانند احیای مستقیم آهن (DRI) در ایران بود که پتانسیل کاهش وابستگی به گاز طبیعی را تا ۲۰-۳۰ درصد فراهم می‌آورد. یافته‌ها حاکی از آن است که این اقدامات نه‌تنها بازدهی مالی کوتاه‌مدت (با نرخ بازده داخلی ۱۵ درصد) دارد، بلکه از طریق کاهش ردپای کربن، تقویت امنیت انرژی و کاربرد مدل‌های هیبریدی جهانی-منطقه‌ای، به توسعه پایدار صنایع کمک می‌کند. نتایج بر ضرورت تبدیل تجربیات موفق به استانداردهای صنعتی یکپارچه و ادغام آن‌ها در سیستم‌های HSE برای مدیریت کارآمد ناترازی گاز تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی ساختاری- تفسیری پیشایندهای مدیریت منابع انسانی ناب در شرکت پالایش گاز سرخون و قشم</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738764.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و مدل‌سازی پیشایندهای &amp;amp;laquo;مدیریت منابع انسانی ناب&amp;amp;raquo; در شرکت پالایش گاز سرخون و قشم است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. در بخش کیفی از طریق تحلیل محتوای ادبیات پژوهش و مصاحبه با ۹ نفر از خبرگان، ۲۰ عامل کلیدی شناسایی شد. در بخش کمی، این عوامل با رویکرد مدل‌سازی ساختاری&amp;amp;ndash;تفسیری و تحلیل میک‌مک اولویت‌بندی شدند. یافته‌ها نشان داد که عوامل در ۵ سطح تعاملی قرار می‌گیرند. متغیرهای &amp;amp;laquo;رهبری خدمتگزار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرهنگ ناب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تفکر ناب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایجاد ساختار حمایتی&amp;amp;raquo; در سطح پنجم (زیربنایی‌ترین لایه) قرار گرفته و به‌عنوان سنگ بنای استقرار نظام ناب شناسایی شدند. در مقابل، متغیرهایی نظیر &amp;amp;laquo;تسهیل کار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کاهش تحرکات اضافی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انعطاف‌پذیری منابع انسانی&amp;amp;raquo; در سطح اول (دستاورد نهایی) جای گرفتند. تحلیل میک‌مک نیز تائید کرد که اکثر عوامل ریشه‌ای دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی کم هستند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که موفقیت در مدیریت منابع انسانی ناب در صنعت گاز، مستلزم تغییر در پارادایم‌های ذهنی رهبران و ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی است تا درنهایت منجر به نتایج عملیاتی و بهره‌وری نیروی کار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آنالیز حساسیت و بهینه‌سازی اقتصادی پیکربندی‌های چند مرحله‌ای غشایی برای جداسازی دی اکسید کربن از متان</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738765.html</link>
      <description>در این پژوهش، به‌منظور انجام یک ارزیابی فنی و اقتصادی مقایسه‌ای از سیستم‌های جداسازی غشایی گاز، شش پیکربندی شامل سامانه‌های تک، دو و سه مرحله‌ای با جریان برگشتی تراویده یا پسماند، مبتنی بر غشاهای از پیش‌ساخته شده شبیه‌سازی و بررسی شدند. این پیکربندی‌ها برای مطالعه موردی جداسازی CO2 از CH4 در محیط Aspen Plus طراحی و شبیه‌سازی شدند و سپس، با استفاده از محاسبات اقتصادی مقدماتی در همان نرم‌افزار، بهترین پیکربندی از منظر اقتصادی انتخاب شد. در ادامه، این پیکربندی برای انجام تحلیل‌های اقتصادی دقیق‌تر به محیط MATLAB منتقل شد. بدین‌منظور، مقادیر تراوایی و انتخاب‌پذیری غشاهای مورد استفاده به‌عنوان داده‌های ورودی به برنامه MATLAB اعمال شد و خلوص و درصد بازیابی گازهای خروجی به‌عنوان خروجی مدل محاسبه گردید. سپس، شاخص جهانی عملکرد سیستم (IGP) که به‌صورت هم‌زمان بر پایه مجموع خلوص و درصد بازیابی گازها تعریف می‌شود، از نتایج فرآیندی محاسبه شد و از آن برای تعیین مناسب‌ترین غشا در پیکربندی منتخب استفاده گردید. در مرحله بعد، با استفاده از ویژگی‌های فیزیکی و عملکردی غشای منتخب، تحلیل اقتصادی فرایند انجام شد و سه شاخص کلیدی شامل هزینه کل (Total Cost)، هزینه سرمایه‌گذاری (Capital Cost) و هزینه بهره‌برداری (Operating Cost) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که غشاهایی با عمر مفید بیش از دو سال، به دلیل کاهش هزینه‌های تعویض و نگهداری، از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه‌تر هستند؛ زیرا هزینه جایگزینی غشا تنها بخش کوچکی از هزینه کل سیستم را تشکیل می‌دهد. همچنین، دبی بهینه خوراک برای غشاهای با عمر مفید طولانی‌تر حدود ۱۲۰۰ مترمکعب بر ساعت به دست آمد، زیرا در این دبی، هزینه کل سیستم به حداقل می‌رسد. در مجموع، استفاده از غشاهای با عمر مفید بیشتر، همراه با تنظیم دبی خوراک در مقدار بهینه، می‌تواند موجب بهبود عملکرد اقتصادی فرایند جداسازی گاز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبدیل متانول به آروماتیک‌های سبک با استفاده از نانوزئولیت HZSM5: اثرات شرایط عملیاتی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738766.html</link>
      <description>این مطالعه درباره استفاده از نانوزئولیت HZSM5 از شرکت زئوکیم برای تولید آروماتیک‌های سبک از متانول است. اثر مقدار نسبت Si/Al بررسی شد و کاتالیست HZSM5 با نسبت Si/Al برابر با ۵۰ انتخاب شد. کاتالیست‌های HZSM5 به‌وسیله روش‌های تخلخل سنجی و تعیین مساحت سطح ویژه، پراش پرتو ایکس و دفع برنامه‌ریزی شده با دمای NH3 تعیین مشخصات شدند. روش طرح مرکب مرکزی برای بررسی اثرات شرایط عملیاتی شامل دمای کوره، مقدار کاتالیست، سرعت جریان‌های متانول و نیتروژن بر روی مقدار متانول باقیمانده در محصول و تولید BTX به‌کاربرده شدند. مقادیر F برای مدل‌های متانول در محصول و تولید BTX به ترتیب برابر با ۲۱/۱۲۳۳ و ۷۷/۱۴۹۷۱ بودند. مقادیر p برای هر دو مدل کوچک‌تر از ۰/۰۰۰۱ بودند. نتایج تجزیه و تحلیل‌های آماری نشان دادند که سرعت جریان نیتروژن تأثیرگذارترین عامل بر تبدیل متانول و تولید BTX است. علاوه بر این‌ها، جملات برهم‌کنش بین عوامل تأثیرات اساسی بر تبدیل متانول و تولید BTX داشتند. شرایط عملیاتی برای حداکثر کردن مصرف متانول و تولید BTX بهینه شدند. عملکرد راکتور در شرایط عملیاتی بهینه؛ موجب حداکثر شدن بازده تولید BTX و متعاقباً فرآیند اقتصادی‌تر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی خواص مکانیکی جرم نسوز ریختنی آلومینا بالا از طریق اصلاح فرمولاسیون/ مطالعه کاربردی در صنعت گاز و پتروشیمی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738767.html</link>
      <description>در واحدهای ریفورمر صنایع گاز و پتروشیمی، قطعات نسوز محافظ اطراف نازل‌ها در معرض دماهای بالا، شوک‌های حرارتی و محیط‌های خورنده قرار دارند و وابستگی به مواد نسوز وارداتی یکی از چالش‌های مهم صنعتی در این حوزه محسوب می‌شود. در این پژوهش، به‌منظور بومی‌سازی و بهبود عملکرد مکانیکی، مهندسی معکوس یک جرم نسوز ریختنی آلومینا بالا انجام و فرمولاسیون آن با رویکردی فنی&amp;amp;ndash;اقتصادی بهینه‌ شد. در ترکیب پیشنهادی از آندالوزیت به‌عنوان منبع آلومینا استفاده شد و ۲/۲ درصد وزنی TiO₂ به‌عنوان عامل معدن‌ساز جهت تسریع تشکیل فاز مولایت استفاده شد. همچنین به‌جای سیستم سیمانی متعارف از بایندرهای نانویی استفاده گردید که منجر به کاهش CaO و بهبود تراکم ریزساختاری شد. نمونه‌های تولیدی مطابق استانداردهای ASTM C133،C113 و ISO 5017 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که نمونه بومی ضمن حفظ دمای سرویس ۱۷۰۰ درجه سانتی‌گراد، دارای چگالی حجمی ۲/۵۳ گرم بر سانتی‌متر مکعب، استحکام فشاری سرد بیش از ۱۰۰۰ کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع و تغییر طول خطی دائمی ۰/۸ درصد در دمای ۱۴۵۰ درجه سانتی‌گراد است. همچنین حدود ۳۳ درصد کاهش هزینه نسبت به نمونه وارداتی حاصل شد. این نتایج نشان می‌دهد ترکیب ارائه‌شده می‌تواند جایگزینی قابل اعتماد و اقتصادی برای کاربردهای دما بالا در صنعت پتروشیمی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی میزان ماسه عبوری از لوله‌ی مشبک‌کاری شده به کمک الگوریتم‌های یادگیری ماشین</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738768.html</link>
      <description>تولید ماسه از چاه‌های نفت و گاز باعث کاهش بهره‌وری و خرابی تجهیزات تولیدی می‌شود. برای کنترل این پدیده از توری‌های مهارکننده مکانیکی به‌ویژه لوله مشبک‌کاری شده استفاده می‌شود که عملکرد این توری‌ به‌وسیله‌ی تحلیل نتایج آزمون نگهداشت ماسه تعیین می‌شود. در این پژوهش به‌منظور پیش‌بینی میزان ماسه عبوری از واحد سطح توری لوله مشبک‌کاری شده، از الگوریتم‌های یادگیری ماشین استفاده ‌شده است. بدین منظور، نتایج حاصل از ۵۱۹ نمونه آزمایش آزمون نگهداشت ماسه‌ی ذکرشده در مطالعات پیشین به‌عنوان پایگاه داده جمع‌آوری شد که شامل: انواع ساختار و طراحی‌های مختلف توری، توزیع اندازه ذرات ماسه و شرایط آزمایشی است. پایگاه داده‌ی نهایی شامل: ۴۹۹ نمونه داده‌ی پیش‌پردازش شده است. برای ساخت مدل از الگوریتم‌های: GB، XGBoost، RF، DT، KNN، SVM، MLP و Poly Reg استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوریتم GB با بیشترین دقت ۰/۹۴=R2) و کمترین خطا، به‌همراه الگوریتم XGBoost بهترین عملکرد را در پیش‌بینی ارائه می‌دهند. همچنین مشخص شد که اندازه عرض شکاف‌های توری و اختلاف فشار و دبی آزمایش مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر مقدار ماسه تولیدی می-باشند. به‌علاوه، نوع طراحی توری و اندازه عرض شکاف‌های آن باید متناسب با توزیع اندازه ذرات ماسه انتخاب شود. مدل ماشینی این پژوهش، مزایایی همچون: افزایش دقت پیش‌بینی نسبت به روش‌های پیشین، ارائه‌ی یک مدل تفسیرپذیر عملکرد توری و افزایش سرعت انتخاب را به همراه دارد و می‌تواند به کنترل تولید ماسه‌ی چاه‌ها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد عملیات اسیدکاری ماتریسی در یک مخزن گاز میعانی کربناته با استفاده از آنالیز چاه آزمایی دی‌کانولوشن و تفسیر نمودارهای تولید</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_251951.html</link>
      <description>اسیدکاری ماتریسی  یکی از مهمترین اقدامات برای افزایش و نگهداشت بهره‌دهی طولانی مدت چاه است. اسیدکاری ماتریسی چاه‌های انحرافی عمیق  در مخازن هتروژنژ/ناهمگون یک کار چالش‌برانگیز است. بنابراین، ارزیابی عملکرد عملیات قبل و بعد از اسیدکاری اهمیت بسیار بسزایی دارد. این مطالعه تحلیل چاه‌آزمایی با استفاده از تکنیک دی-کانولوشن و همچنین آنالیز تست فشار گذرا مرسوم به همراه تفسیر داده‌های آزمایش سرچاهی و نمودارگیری تولید و برای ارزیابی عملکرد اسیدکاری ماتریسی و بهبود تحویل‌دهی چاه  در یک مخزن گاز میعانی کربناته چندلایه‌ای را ارائه می‌کند. این ارزیابی می‌تواند برای بهینه‌سازی استراتژی عملیات ماتریسی در چاه‌های اطراف  و متعاقب آن برای اجرای عملیات اصلاحی موثر  در چاه‌های آتی مورد استفاده قرار گیرد. نتایج diagnosis results داده‌های آزمایش سطحی حاکی از عملیات موفقیت‌آمیز اسیدکاری ماتریسی می‌باشد و شاخص بهره‌دهی کل  حدود سه برابر افزایش یافته است. علاوه بر این فشار جریانی سرچاهی  حدود ۶۲۳ پام افزایش و میزان انداخت فشار  به یک سوم (۱/۳) کاهش یافت. با بکارگیری مزیت برداشت و تفسیر نمودارهای تولید و تحلیل چاه‌آزمایی در سیستم‌های چندلایه، تحریک چاه عمدتاً عمیق‌ترین لایه مخزنی با بالاترین فشار را تحت تاثیر قرار داده بود. بنابراین ضریب پوسته نامطلوب لایه‌های مخزنی مختلف بطور یکنواخت برطرف نگردیده بود. این مهم بایستی در طراحی عملیات‌های اسیدکاری آتی در چاه‌های اطراف /مشابه مورد توجه قرار گیرد به نحوی که هدایت اسید  در مخزن به سمت فواصل مخزنی که کمتر تحت تاثیر قرار گرفته‌اند کنترل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی فرآیند استحصال گوگرد در واحد حذف گازهای اسیدی پالایشگاه گازی خانگیران با استفاده از نرم‌افزار Aspen Hysys</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_251946.html</link>
      <description>یکی از فرآیندهای موجود در صنایع پالایشگاهی، فرآیند بازیابی گوگرد از جریان گاز اسیدی می‌باشد. در سطح دنیا نیز تلاش‌های وسیعی جهت افزایش راندمان این فرآیند و کاهش هزینه‌های سرمایه‌گذاری انجام‌شده است. در این پژوهش، فرآیند تولید گوگرد توسط پالایشگاه گازی خانگیران با استفاده از نرم‌افزار Aspen Hysys موردبررسی قرارگرفته است. شبیه‌سازی فرآیند با استفاده از 1- بوتیل 3- متیل ایمیدازولیوم تترافلوروبورات ([bmim][BF4]) و بسته شبیه‌سازی (Amine) انجام‌شده است. در شبیه‌سازی فرآیند مذکور اثر پارامترهایی همچون دما، غلظت و دبی آمین ورودی بر عملکرد برج جذب سنجیده شده است. بررسی نتایج بیان‌گر این است که افزایش دمای آمین تا 65 درجه سانتی‌گراد، مقدار جذب کربن دی‌اکسید را 12 درصد و مقدار جذب هیدروژن سولفید را به میزان 14 درصد کاهش می‌دهد. همچنین افزایش غلظت آمین از 0729/0 به 1/0 برحسب جزء مولی به برج جذب منجر به افزایش 13 درصدی جذب کربن دی‌اکسید و هیدروژن سولفید در این برج می‌باشد. افزایش دبی آمین به برج نیز تا میزان Kg/hr2500000، باعث افزایش جذب CO2 و H2S به مقدار 8 درصد می‌شود. همچنین افزایش فشار برج تا Kpa4000، میزان جذب گازهای اسیدی را به مقدار 5/1 درصد افزایش می‌دهد. لذا با افزایش هرکدام از پارامترهای بیان‌شده، چیدمان و نوع تجهیزات به‌کاررفته در شبیه‌سازی فرآیند تولید گوگرد تغییری ایجاد نمی‌شود. اما افزایش فشار برج جذب، منجر به افزایش هزینه عملیاتی واحد به میزان اندک می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از داده‌های ماهواره‌ای غیر تجاری برای بررسی انتشار متان در استان‌های شمال شرقی و مرز ایران و ترکمنستان</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738824.html</link>
      <description>متان جوی به‌عنوان دومین گاز گلخانه‌ای مهم پس از دی‌اکسید کربن، نقش چشمگیری در تشدید اثر گلخانه‌ای و تغییرات اقلیمی ایفا می‌کند. در این مطالعه، پایش مکانی، فصلی و ارتفاعی غلظت و شار متان در منطقه خراسان و نواحی مرزی ایران و ترکمنستان با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای غیرتجاری سنتینل-۵، AIRS و تصاویر جدید ماهواره متان‌ست انجام شده است. هدف اصلی تحقیق، تحلیل الگوهای زمانی و فضایی انتشار متان و بررسی میزان متان جوی حاصل از ماهواره‌ها در منطقه مورد مطالعه است. آنالیز داده‌های سال ۲۰۲۳ نشان داد که کمترین انحراف معیار توزیع مقادیر متان متعلق به فصل تابستان با انحراف معیار  9.5 قسمت در بیلیون برآورد شده است. بیشترین مقدار انحراف معیار به میزان تقریبا 12 قسمت دربیلیون بوده که برای فصل پاییز بدست آمده است. علاوه براین، میانگین غلظت متان در فصل‌های زمستان، بهار، تابستان و پاییز به ترتیب 1883، 1879،1907 و 1899 قسمت در بیلیون برای منطقه برآورد شده است. علاوه براین، مقایسه توزیع مکانی میانگین فصلی غلظت متان جوی با نقشه‌های میانگین فصلی سرعت و جهت باد، نشان داد که دربرخی از مناطق، غلظت بالاتر متان با میدان‌های ضعیفتر باد نسبت به سایر نقاط همراه بوده است. براساس رگرسیون خطی به مقادیر میانگین سالیانه متان حاصل از سنجنده AIRS در 500 hPa  ، غلظت متان به طور متوسط با نرخ  6.55 ppb در سال درمنطقه افزایشی می‌باشد. بررسی تصاویر شار متان حاصل از ماهواره جدید MethaneSAT نشان داد که میزان شار متان در محدوده‌ی سرخس و در مرز ایران و ترکمنستان و خطوط اصلی انتقال گاز، از نشت کننده‌های فوق العاده به حساب می‌آید و بسیار مورد توجه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی مدل‌های یادگیری ماشین و مدل‌های سری زمانی برای پیش‌بینی مصرف گاز طبیعی در صنایع</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738825.html</link>
      <description>پیش‌بینی دقیق مصرف گاز طبیعی نقش مهمی در برنامه‌ریزی انرژی، مدیریت منابع و تدوین سیاست‌های توسعه صنعتی ایفا می‌کند. در این مقاله، داده‌های ماهانه مصرف گاز طبیعی در صنعت استان، طی دوره ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ مورد بررسی قرار گرفت. به منظور ارزیابی و مقایسه عملکرد روش‌های مختلف پیش‌بینی، سه مدل جنگل تصادفی ، مدل خودرگرسیو یکپارچه میانگین متحرک  (ARIMA)  و نزدیک‌ترین همسایگان  در محیط نرم‌افزار متلب  پیاده‌سازی شدند. همچنین، به‌منظور بررسی تأثیر خوشه‌بندی داده‌ها بر دقت پیش‌بینی، مدل‌ها در دو سناریوی مستقل، شامل استفاده از خوشه‌بندی فازیC-Means   و عدم استفاده از FCM ، توسعه و ارزیابی شدند. در مرحله آماده‌سازی داده‌ها نیز متغیرهای تأخیری، ویژگی‌های زمانی و مؤلفه‌های فصلی، استخراج و در فرآیند مدل‌سازی به کار گرفته شدند. نتایج نشان داد که استفاده از خوشه‌بندی فازی سبب بهبود عملکرد مدل‌های پیش‌بینی و افزایش توانایی آن‌ها در شناسایی الگوهای مصرف شده است. مقایسه شاخص‌های ارزیابی حاکی از آن بود که مدل جنگل تصادفی در هر دو سناریو، کمترین میزان خطا و بالاترین دقت را به خود اختصاص داده و توانایی بیشتری در مدل‌سازی روابط پیچیده و غیرخطی مصرف گاز طبیعی دارد. مدل ARIMA در رتبه دوم قرار گرفت و در شناسایی روندها و الگوهای فصلی عملکرد مناسبی از خود نشان داد، در مقابل، مدل KNN نسبت به دو مدل دیگر دقت کمتری در پیش‌بینی، ارائه کرد. نتایج پیش‌بینی تا افق ۱۴۱۰ نیز بیانگر تداوم روند افزایشی مصرف گاز طبیعی و افزایش تقاضا در ماه‌های سرد سال است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که ترکیب خوشه‌بندی فازی با روش‌های یادگیری ماشین  می‌تواند دقت پیش‌بینی مصرف انرژی را بهبود بخشیده و ابزار مؤثری برای برنامه‌ریزی بلندمدت، مدیریت تقاضا و تصمیم‌گیری در حوزه انرژی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی به‌کارگیری میعانات گازی پارس جنوبی در تولید سوخت امتزاجی نیروگاه‌های حرارتی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_738826.html</link>
      <description>افزایش هزینه‌های بهره‌برداری، تعمیرات، خوردگی و پیامدهای زیست‌محیطی مصرف نفت‌کوره پرگوگرد در نیروگاه‌های حرارتی، ضرورت بررسی سوخت‌های اصلاح‌شده را برجسته کرده است. در این پژوهش، امکان استفاده از میعانات گازی فازهای ۴ و ۵ پارس جنوبی به‌صورت خام و به‌عنوان جزء امتزاجی نفت‌کوره و گازوئیل ارزیابی شد. برای این منظور، مخلوط‌های نفت‌کوره/میعانات با ۱۰ تا ۵۰ درصد حجمی و مخلوط‌های گازوئیل/میعانات با ۶، ۱۰ و ۲۰ درصد حجمی میعانات تهیه و خواص فیزیکی، شیمیایی، احتراقی، ایمنی و پایداری آن‌ها بررسی شد. در مخلوط حاوی ۵۰ درصد میعانات، گوگرد نفت‌کوره از 28/4 به 28/2 درصد وزنی، ویسکوزیته در دمای ۴۰ درجه سلسیوس از 3/852 به 158/4 میلی‌متر مربع بر ثانیه، آسفالتین از 8/11 به 9/5 درصد وزنی و خاکستر از 075/0 به 038/0 درصد کاهش یافت؛ درحالی‌که ارزش حرارتی خالص از ۹۵۱۸ به ۱۰۰۵۹ کیلوکالری بر کیلوگرم افزایش پیدا کرد. با وجود این، افزودن تنها ۱۰ درصد میعانات، نقطه اشتعال نفت‌کوره را از ۷۹ درجه سلسیوس به کمتر از صفر درجه سلسیوس کاهش داد. همچنین، در مخلوط حاوی ۵۰ درصد میعانات، فشار بخار رید به 60/8 پی‌اس‌آی و مرکاپتان به ۱۳۰۰ پی‌پی‌ام رسید. عدد پایداری ذخیره نیز از 9/6 برای نفت‌کوره پایه به محدوده 1/12 به 6/12 در مخلوط‌ها افزایش یافت که بیانگر ناپایداری آسفالتینی است. در مخلوط گازوئیل/میعانات نیز نقطه اشتعال با افزودن ۶، ۱۰ و ۲۰ درصد میعانات به‌ترتیب از ۵۸ به 7، ۴- و ۲۱- درجه سلسیوس کاهش یافت. بنابراین، استفاده از میعانات گازی فقط در صورت وجود مازاد و با کنترل نقطه اشتعال، فشار بخار، مرکاپتان، پایداری آسفالتینی و انجام آزمون میدانی محدود قابل بررسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و مقایسه مقاومت مکانیکی سیم جوش های معمولی با سیم جوش های ساخته شده از مواد هدفمند FGM</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_740782.html</link>
      <description>در این پژوهش، تحلیل حرارتی-مکانیکی دو قطعه ی جوش داده شده به همدیگر با سیم جوش ساخته شده از مواد هدفمند اف جی ام از روش اجزای محدود در نرم افزار انسیس ورکبنچ انجام شده است. در تحلیل حرارتی گذرا، از روش تولد و مرگ المان  های اجزای محدود برای مدلسازی فرآیند جوشکاری بهره برده شد، و توزیع دمای ایجاد شده به عنوان بار حرارتی برای انجام تحلیل تنش و کرنش در محیط سازه-ای استاتیک بکار گرفته شده است. نتایج حاکی از تاثیر شایان نگرش خواص ماده ی اف جی ام بر توزیع تنش  وکرنش بوده است. یافته شد که هر چه درجه بندی تابعی مدول کشسان، ضریب پواسون، ضریب انبساط حرارتی، و ضریب رسانایی هدایتی کم تر باشد تنش و کرنش کمتری بوجود می آید. از دیدگاه خواص وابسته به دما، ضریب انبساط حرارتی وابسته به دما سبب تنش کمتر نسبت به حالت ثابت بودن آن می شود. در مقابل، ضریب رسانایی هدایتی و ظرفیت گرمای وابسته به دما سبب افزایش مقدار تنش و کرنش نسبت به حالت ثابت بودن آن با دما است. همچنین، هر چه سرعت جوشکاری کمتر باشد تنش و کرنش کمتری بوجود می آیند. نتایج این پژوهش را می توان در ارزیابی خواص مناسب سیم جوش ساخته شده از مواد اف جی ام در صنعت بکار برد.من حیث جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق لازم به ذکر است با بررسی مقالات و کارهای دیگر محققان دیده شد که تا کنون کسی بر روی تشریح تنش در سیم جوش های معمولی در مقایسه با سیم جوش های ساخته شده از مواد هدفمند FGM کار نکرده است. پس در این پژوهش برآنیم تا به این کار بپردازیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>باز آفرینی طبقه بندی ذی نفعان با غلبه بر محدودیت های ماتریس قدرت و علاقه فعلی، نمونه موردی: پایانه ذخیره فرآورده های نفتی در منطقه ویژه کشتیرانی بندر امام خمینی</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_740783.html</link>
      <description>مدیریت ذی‌نفعان یکی از جنبه‌های حیاتی در موفقیت پروژه‌های زیرساختی و دولتی بزرگ، به‌ویژه در صنایع حساس مانند نفت و گاز است. اگرچه مطالعات بسیاری بر شناسایی و ارزیابی مدل‌های تحلیل ذی‌نفعان متمرکز شده‌اند، اما پژوهش‌های مربوط به پیاده‌سازی عملی این فرآیند، به‌ویژه در صنعت نفت و گاز، همچنان محدود است و در میان مباحث تئوری، فقدان پیاده سازی های عملی این موضوع همچنان به چشم می خورد. در این پژوهش ابتدا با هدف شناسایی محدودیت های ماتریس قدرت و علاقه، فرآیند تحلیل ذی‌نفعان در یک پروژه واقعی، پروژه ساخت پایانه ذخیره فرآورده‌های نفتی در منطقه ویژه کشتیرانی بندر امام خمینی انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش مصاحبه، تمامی ذی‌نفعان پروژه شناسایی شدند. سپس، بر اساس دو معیار قدرت و علاقه، فرایند امتیازدهی توسط خبرگان صورت گرفت و داده‌های ورودی برای تدوین ماتریس قدرت و علاقه گردآوری شدند. در نهایت، با ترسیم این ماتریس و تعیین موقعیت هر یک از ذی‌نفعان، آن‌ها طبقه‌بندی شده و راهکارهای مدیریتی مناسب برای هر گروه تبیین شد. نتایج نشان داد ماتریس قدرت و علاقه دارای محدودیت هایی در طبقه بندی دقیق ذی نفعان است که منجر به توسعه این مدل و ارائه یک ماتریس ۹ ناحیه ای جدید برای طبقه بندی ذی نفعان شد. مدل ارائه شده بعنوان سنگ بنایی برای مطالعات آینده، با نگاه دقیق تر و سخت گیرانه تری به تحلیل ذی نفعان نگاه می کند و می تواند تسهیل گر استراتژی های تعاملی در ارتباط با ذی نفعان پروژه های این صنعت باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی و بهینه‌سازی فرآیند گازی‌سازی زغال سنگ با استفاده از گازی ساز Entrained flowجهت تهیه گاز سنتز</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_740784.html</link>
      <description>جایگاه زغال‌سنگ در تأمین انرژی بسیار حائز اهمیت است، به همین علت توسعه فناوری‌های نوین برای افزایش بهره‌وری تولید و بازدهی فرآیند قابل توجه می‌باشد. از جمله بهترین روش‌ها برای تولید انرژی و مواد اولیه پتروشیمی از زغال سنگ، گازی‌سازی آن است. بنابراین ابداع رویکرد چندهدفه جهت طراحی فرآیند گازی‌ساز زغال سنگ به منظور افزایش کیفیت گاز خروجی و بازدهی کربن به صورت همزمان لازم است. در این تحقیق از دو مدل مختلف شبیه‌سازی برای حل مسائل گازی‌سازی استفاده گردید که ابتدا در آن مشخصات زغال سنگ تعیین و در دو مرحله شبیه‌سازی و بهینه‌سازی صورت گرفت. افزایش تولید هیدروژن باعث بالا رفتن کیفیت و ارزش گاز سنتز محصول از نظر صنعتی می‌شود. مقایسه داده‌های تجربی و نتایج نقطه بهینه در مدل دوم حاکی از افزایش 28 درصدی در نرخ تولید هیدروژن است، همچنین نسبت گاز هیدروژن به مونوکسید کربن در حالت بهینه 65 درصد بیشتر شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معیارهای طراحی و ارزیابی عملکرد سیستم‌های فیلتراسیون چندمرحله‌ای هوای ورودی توربین گاز</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_741310.html</link>
      <description>توربین‌های گاز نقش حیاتی در پایداری شبکه برق کشور ایفا می‌کنند. با افزایش دمای کاری و هزینه‌های بهره‌برداری در نسل‌های جدید توربین، حساسیت آن‌ها به آلاینده‌های هوای ورودی به شدت افزایش یافته است؛ تا جایی که عملکرد نامطلوب سیستم فیلتراسیون موجب بروز پدیده‌های مخربی چون رسوب‌گذاری، فرسایش، خوردگی و افت توان می‌شود. با وجود استانداردهای متعدد در حوزه فیلتراسیون، اتکای صرف به آزمایش‌های استاندارد در شرایط آزمایشگاهی پاسخگوی چالش‌های محیط‌های واقعی نیروگاهی (مانند هم‌زمانی رطوبت و گردوغبار) نیست. در این پژوهش، ضمن تحلیل جامع سازوکارهای تخریب و استانداردهای حاکمASHRAE 52.2) ، EN 779، ISO 16890، EN 1822 و (ISO 29461، یک چارچوب تصمیم‌گیری الگوریتمی برای انتخاب، طراحی و ارزیابی چندمعیاره سیستم‌های فیلتراسیون چندمرحله‌ای بر اساس شرایط اقلیمی و عملیاتی ارائه شده است. همچنین تطبیق دقیق شاخص‌های عملکردی و الزامات آزمون میدانی/آزمایشگاهی تبیین گردیده است. دستاورد اصلی این مقاله، تبدیل الزامات پراکنده استانداردهای بین‌المللی به یک مدل یکپارچه غربالگری فنی و عملیاتی جهت یکسان‌سازی فرآیندهای انتخاب، آزمون و تحویل‌گیری سیستم‌های تصفیه هوای توربین گاز در کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتقای عملکرد کاتالیست کبالت در سنتز فیشرتروپش با بهره‌گیری از زئولیت طبیعی کلینوپتیلولیت: مطالعه تجربی و بهینه‌سازی واکنش</title>
      <link>http://ijge.irangi.org/article_741311.html</link>
      <description>فرآیند فیشر-تروپش نقشی کلیدی در تبدیل سنتزگاز به هیدروکربن‌های مایع و گازی ایفا می‌کند؛ بااین‌حال، عملکرد کاتالیست‌های کبالت به‌شدت به ویژگی‌های پایه و شرایط عملیاتی وابسته است. در این مقاله، زئولیت طبیعی کلینوپتیلولیت به‌عنوان پایه‌ای در دسترس و اقتصادی برای کاتالیست کبالت در سنتز فیشرتروپش بررسی و اثر هم‌زمان دما و فشار بر عملکرد کاتالیستی و توزیع محصولات در رآکتور بستر ثابت ارزیابی شد. زئولیت طبیعی تهیه شده از معادن سمنان به روش فیزیکی و شیمیایی آماده سازی و سپس کاتالیست تک فلزی کبالت به روش تلقیح خشک تهیه گردید. اثر دمای واکنش در محدوده ۲۰۰–275 درجه سلسیوس و فشار ۲–5 بار بر تبدیل مونوکسیدکربن و گزینش‌پذیری محصولات هیدروکربنی شامل متان، اتیلن، پروپیلن و هیدروکربن‌های سنگین (C5+) بررسی گردید. به‌منظور تعیین اثرات خطی، برهم‌کنشی و درجه دوم متغیرهای عملیاتی، از روش سطح پاسخ و تحلیل واریانس استفاده شد و شرایط بهینه با رویکرد بهینه‌سازی چندهدفه تعیین گردید. یافته‌ها نشان داد افزایش دما به طور چشمگیری درصد تبدیل کربن مونوکسید را افزایش می‌دهد. همچنین، افزایش فشار در دمای ۲۷۵ درجه سلسیوس، ضمن بهبود راندمان کاتالیست، گزینش‌پذیری هیدروکربن‌های سنگین (C5+)  و متان را افزایش داد. علاوه‌براین، هر دو پارامتر دما و فشار باعث افزایش گزینش‌پذیری اتیلن گردید. مدل‌های چندجمله‌ای توسعه‌یافته، توانستند تأثیر شرایط عملیاتی را بر گزینش‌پذیری تولید متان، اتیلن، پروپیلن و هیدروکربن‌های سنگین پیش‌بینی نمایند. بهینه‌سازی چندهدفه با هدف بیشینه‌سازی تبدیل کربن مونوکسید و گزینش‌پذیری اتیلن و کمینه‌سازی گزینش‌پذیری متان، شرایط بهینه 236 درجه سلسیوس و 85/3  بار را تعیین کرد که در آن تبدیل CO برابر 69 درصد و گزینش‌پذیری اتیلن برابر 1/2 درصد پیش‌بینی شد. نتایج نشان داد که کلینوپتیلولیت طبیعی می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای اقتصادی و کارآمد برای کاتالیست کبالت در فرآیند فیشرتروپش مورد استفاده قرار گیرد. دقت بالای مدل‌های آماری و معنی‌داری اثرات متقابل متغیرهای عملیاتی، اهمیت بهینه‌سازی هم‌زمان دما و فشار را در کنترل تبدیل CO و توزیع محصولات نشان می‌دهد. این یافته‌ها ظرفیت کلینوپتیلولیت طبیعی را برای توسعه کاتالیست‌های کم‌هزینه و فرآیندهای فیشرتروپش با عملکرد قابل‌کنترل تأیید می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
